Main menu

موسی حقانی:

ریشه تلاش تاریخی برای نابودی ایران / طرح تجزیه ایران بزرگ به پنج ایران کوچک روی میز کار استعمار

یک مورخ و عضو هیات علمی دانشگاه با تشریح تلاش های استعمار غربی برای نابودی کشور ایران در 200 سال گذشته، تاکید کرد: تنها نظریه نظام انقلابی توانسته از نتیجه بخش بودن این تلاش ها جلوگیری کند.


به گزارش روابط عمومی جمعیت جانبازان، موسی حقانی در همایش سراسری دبیران استانی جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی به واکاوی لایه های پنهان و پیدای منشور گام دوم انقلاب اسلامی که در چهل سالگی انقلاب اسلامی توسط مقام معظم رهبری تدوین و منتشر شد، پرداخت.

حقانی با بیان اینکه منشور گام دوم در شرایط خاصی صادر شد، گفت: اول اینکه 40 سالگی انقلاب بود که در شرایط سختی سپری شد. از یک سو فعالیت گسترده دشمن که در کشور تنش ایجاد کنند و این ادعا که انقلاب جشن 40 سالگی خود را نخواهد دید. از سوی دیگر هم فشارهای منطقه ای و بین المللی به اوج خود رسیده و بر ایران وارد می شد.

وی ادامه داد: فعالیت 40 ساله تخریبی ضد انقلاب هم در تمام این سالها وجود داشته و از طرفی انتظار جامعه برای تحقق آرمان های انقلاب پس از گذشت 40 سال وجود داشت. در عین حال شاهد تلاش برخی از جریان های سیاسی در کشور بودیم که به دنبال نوعی استحاله در نظام بودند تا رویکرد انقلابی نظام را کمرنگ کرده یا از بین ببرند؛ کمااینکه مقام معظم رهبری نیز به این موضوع در یکی از دیدارها به صراحت اشاره کردند که دشمن درصدد حذف رویکرد انقلابی نظام است و حتی ممکن است به شکل نظام هم دست نزنند و یک عمامه به سر هم در راس قرار بگیرد. این بیانات اوج فعالیت های دشمن را نشان می دهد.

این مورخ با بیان انیکه بحث هایی هم که در کشور پیرامون گفت و گو و سازش رخ داده بود، سبب شد این به نظر برسد که انقلاب در چهلمین سال خود دیگر نفس انقلابی را ندارد، افزود: در اینجا رهبری وقت مفصلی اختصاص دادند و منشور گام دوم را نوشتند که برآمده از تجربیات یک رهبر انقلابی هوشمند است که 40 سال در انقلاب اسلامی در صف اول مبارزه بوده، 30 سال رهبری جامعه را برعهده داشته و قبل از آن هم 30 سال تجربه مبارزه انقلابی را دارد. ایشان هم مجتهد و هم مرجع دینی هستند و جایگاهی که از آن ناحیه بیانیه گام دوم صادر شد، از این بابت بی نظیر است.

وی در عین حال خاطرنشان کرد: این البته باعث ننگ روشنفکران و هیات های اندیشه ورزی است که ایشان خود دست به قلم شده اند. البته واقعا از اندیشه ورزان جامعه صدور چنین بیانیه دقیقی بر نمی آید؛ چون بخشی از آنها اصلا در این فضا حضور ندارند و در جریان سازش مضمحل شده اند. بخش دیگری از آنها نیز فاقد تجربه انقلابی در سطح وسیع هستند. مقام معظم رهبری سال های 51 و 52 از کتابخانه وزیری یزد بازدید کرده و آنجا یادداشتی گذاشته اند. آنجا بحث بیداری اسلامی ملت های مسلمان را مطرح کرده اند که یادداشتشان موجود است. کتاب هایی که ایشان ترجمه کرده اند و پرداختن به شکل نظام اسلامی که از دل اندیشه توحیدی قرآن طراحی می شود نیز نشان از دغدغه مندی در حوزه بیداری اسلامی از سال های بسیار دور دارد. بیانیه گام دوم از چنین شخصیت بی نظیری صادر شده است.

حقانی در جمع دبیران استانی جمعیت جانبازان با بیان اینکه در این بیانیه ضمن بررسی تاریخ ایران، جایگاه فعلی و افق پیش روی ملت و جوانان ایرانی تشریح شده است، گفت: در اوج تلاش دشمن برای دور کردن جوانان از انقلاب، ایشان بار چله دوم انقلاب اسلامی را برعهده جوانان گذاشته اند؛ البته به شکل مشروط. از جمله شروطی که ذکر کرده اند نیز دانستن آنچه در تاریخ ما رخ داده است تا دشمن نتواند آن را تحریف کند. با یک پیشینه تحریف شده نمی توان گام دوم را با قدرت برداشت، چون در گام دوم به سوی تمدن سازی و فراهم کردن مقدمات ظهور باید پیش برویم. بنابراین تکالیف بزرگی بر گردن همه ما و به ویژه جوانان خواهد بود.

این پژوهشگر معتقد است رهبری خود نیز هر چه می گذرد، وجوه انقلابی شخصیتشان برجسته تر نمایان می شود، در حالی که برخی از انقلابیون در زمانی که پا به سن می گذارند، محافظه کارتر می شوند، اما وجه انقلابی شخصیت رهبر انقلاب اکنون به مراتب فراتر از دوره جوانی ایشان است و این برای ملت درس ایستادگی به پای آرمان های انقلاب اسلامی است.

حقانی تصریح کرد: غیر از تاریخ و عبرتی که باید از تاریخ بگیریم، ایشان در منشور، داشتن امید را هم به جوانان تاکید می کنند و بعد روزنه های امید را نیز در بخش هایی از بیانیه نشان می دهند. اینکه ایشان می فرمایند یک درصد از جمعیت جهان متعلق به ایران است، در حالی که هفت درصد از منابع جهان در این آب و خاک قرار دارد که بسیاری از آنها دست نخورده است، با هدف امیدآفرینی است.

وی با بیان اینکه در نگاه کلی رهبری باید امید به جامعه تزریق کنند، افزود: اما همه این امیدها مصداق و ما به ازا دارد و ایشان امید واهی نمی دهند. در عین حال تمام تلاش دشمن هم بر این متمرکز است که امید را از جامعه بگیرد. وجود مشکلات ساختاری در اقتصاد و نظام بروکراتیک ما که از قبل از انقلاب وجود داشت و همچنان وجود دارد نیز، آزاردهنده است. اما رهبری در بیانیه افق روشن پس از این اصلاحات را به نمایش گذاشته اند.

وی سپس به چند نکته تاریخی که رهبری به آن پرداخته اند، اشاره کرد و گفت: یک بحث نظریه نظام انقلابی است که مبنای حرکت در چله دوم انقلاب، پایبندی به نظریه نظام انقلابی است. اینکه می فرمایند «من انقلابی ام» شعار نیست، بلکه نشان دادن راهی برای تداوم آرمان های انقلاب است. ایشان مطرح می کنند که انقلاب در هر کشوری رخ نمی دهد و آنها که انقلاب می کنند هم پس از مدتی از آرمان های خود کوتاه می آیند و این انقلاب ها به نتیجه نمی رسد.

حقانی در همین زمینه به انقلاب الجزایر اشاره کرد که با وجود اینکه 2 میلیون شهید داده است، اکنون یک کشور پریشان است که اثری از روحیه انقلابی در میان مردم نیست و حتی می توان گفت در آستانه یک تحول و انقلاب جدید است.

این پژوهشگر سیاسی و تاریخی ادامه داد: رهبری در بیانیه به ملت ایران اشاره می کنند که پس از 40 سال همچنان آرمان های انقلاب اسلامی را حفظ کرده اند. البته به این نکته نیز اشاره می کنند که آرمان های انقلاب در پیوند با اندیشه دینی ملت ایران سبب شده امروز این ثبات و ایستادگی بر آرمان ها را شاهد باشیم.

وی یادآور شد: بحث کلیدی دوم که رهبری در بیانیه پس از نظریه نظام انقلابی مطرح کرده اند، «استقلال» است. در بخش بعدی بیانیه هم به تحلیل تاریخی دوره های تاریخی گذشته (قاجار و پهلوی) اشاره کرده اند.

وی با اشاره به اینکه معروف است که انقلاب ها وقتی از مرحله انقلاب عبور می کنند و نظام تاسیس می شود، وارد فاز محافظه کاری می شوند، گفت: این بلا را از همان روز اول می خواستند بر سر انقلاب اسلامی هم بیاورند. بحث نهضت آزادی با امام راحل (ره) و نهادهای انقلابی این بود که اکنون که جمهوری اسلامی تاسیس شده، انقلابی گری کافی است و دولت باید امور را اداره کند، آن هم به این ترتیب که به سرعت به سمت عادی سازی روابط با جهان و به طور مشخص امریکا برود. اگر خوشبینانه به این تفکر نگاه کنیم، ساده لوحانه ترین تعریف از انقلاب اسلامی و موضع استکبار نسبت به آن بوده است. اگر این نظریه مانده بود، در یکی دو سال اول انقلاب زمین می خورد، چراکه امریکا از روز اول به دنبال براندازی بود و جنگی هم که خیلی زود به ایران پس از انقلاب تحمیل شد نشان می دهد آنها برنامه های گسترده برای نظام اسلامی داشته و دارند و از اینکه یک حاکمیت تمام نقشه های آنها را در جزیره ثبات بر هم زده، پریشانند.

حقانی در همایش یک روزه دبیران جمعیت جانبازان با تاکید بر اینکه انقلاب اسلامی همه نقشه های امریکا از 28 مرداد 1332 تاکنون و حتی اهم برنامه های استکبار در 200 سال گذشته را که با نفوذ در قاجار دنبال می کرد، بر هم زد. به عنوان مثال در آستانه انقلاب و در سال 56 پیمان کمپ دیوید بین انور سادات و اسرائیل منعقد شد و قرار بود این منطقه تحویل اسرائیل شود. کمی بعد ملک فحد که ولیعهد عربستان بود، پیمان هشت ماده ای را امضا کرد و قرار بود همه کشورهای عربی با اسرائیل ارتباط برقرار کنند و مساله اصلی منطقه یعنی فلسطین، تمام شود. اما پیروزی انقلاب هم کمپ دیوید را ناکام کرد و هم طرح فحد به مرحله تحقق نرسید و تحولات منطقه به سمتی رفت که امروز شاهد آن هستیم؛ حماس در 23 روز در یک منطقه محدود اسرائیل را زمین گیر می کند؛ قبل از آن هم حزب الله در جنگ 33 روزه چنین کرد. مشاهده این دستاوردها سبب می شود غرب درصدد جلوگیری از پا گرفتن نظام انقلابی در کشورمان باشد.

وی افزود: اینکه رهبری در آستانه دهه پنجم انقلاب، نظریه نظام انقلابی را یک دستاورد می دانند بسیار مهم است. دکتر علی شریعتی نیز پیش از انقلاب اسلامی در بحث تشیع علوی و صفوی به این نکته اشاره می کرد که جریان شیعی انقلابی بود اما به محض اینکه صفویه حکومت تشکیل داد، جنبه انقلابی خود را از دست داد. البته به نظر من این دیدگاه کاملا هم درست نیست، چراکه حکومت صفویه در تاریخ کشور یک گام به جلو بودند و این حکومت به کشور انسجام داد. برای اولین بار پس از 900 سال یک حکومت سیاسی با رویکرد شیعی در ایران تاسیس شد. تحولات دوره صفوی بسیار عمیق است و این روزها داعش در جنگ با شیعیان ایران، ما را «اولاد صفویین» می خواند. اگرچه حکومت صفویه ولایی نبود و ما اکنون گام های رو به جلوتری با تاسیس نظام مبتنی بر رهبری شیعه برداشته ایم. اما سوال اینجاست، برای اینکه انقلاب در دهه های بعدی پایدار بماند، کدام نظریه به کار می آید؟ آیا نظریه های توسعه ای که دولت فعلی و برخی دولت های قبلی به آن اعتقاد دارند، مناسب است و نظام استکبار بدون پذیرش دیدگاه هایشان، به ما اجازه توسعه خواهند داد؟

وی با اشاره به اینکه نظریه نظام انقلابی این موضوع را رد می کند، گفت: ما نشان دادیم با تاسیس نظام رویکرد انقلابی خود را از دست ندادیم. نگاه به گذشته و آینده نیز نشان می دهد به جز نظریه انقلابی و تاکید بر استقلال ایران نمی توانیم شاهد تداوم نظام اسلامی باشیم. اگر این نظریه را ترک کنیم و نسبت به استقلال خود حساسیت نداشته باشیم، حتی ایران هم وجود نخواهد داشت، چه رسد به انقلاب. چون دشمن به وجود یک کشور قوی در این منطقه حساس است و دلیل حساسیت هم مشخص است.

این عضو هیات علمی دانشگاه خاطرنشان کرد: استراتژیست های غربی به خاورمیانه صفت «قلب زمین» را اطلاق می کنند. نظر من این است که ایران، قلب زمین است. ایران ذخایر گسترده نفت و گاز دارد؛ 38 درصد از انرژی جهان از تنگه هرمز صادر می شود. این کشور اکنون یک نظام انقلابی دارد و ما 200 سال است درگیر مبارزه با استعمار و استکبار هستیم. از طرفی موقعیت ژئوپولتیک و ظرفیت های اقتصادی ایران نیز بر اهمیت موقعیت کشور ما و ممتاز بودن آن افزوده است. همه این ها ما را در جایگاهی ممتاز قرار داده که دشمن را متوجه ما می کند. دیدگاه غربی ها این است که در این منطقه باید فقط یک کشور قدرتمند وجود داشته باشد و آن اسرائیل است. از طرفی باور آنها این است که اولین کشوری که می تواند در منطقه قدرت را به دست بگیرد، ایران است.

وی یادآور شد: در منطقه خاورمیانه دو قطب تمدنی ایران و مصر وجود دارد که کل منطقه را تحت تاثیر قرار داده است. از فرهنگ غذایی و سبک زندگی گرفته تا رویکردهای فکری همه تحت تاثیر این دو کشور بوده است. بقیه کشورها نیز اغلب به لحاظ تاریخی سبقه بسیار کوتاهی از زمان تاسیس دارند. حتی ترکیه هم کشور مستقل نبود و یک سرزمین وسیع تحت حاکمیت عثمانی از اروپا تا بخشی از آسیا و جهان اسلامی وجود داشت که ترکیه بخشی از آن بود و این حکومت هم نتوانست تاثیرگذاری که ایران در منطقه داشت را تجربه کند. ایران دست کم 6000 سال سابقه تمدنی دارد. درتمدن اسلامی نیز ایرانیان رکن اصلی شکل گیری این تمدن هستند. بنابراین این ظرفیت وجود دارد که ما خیلی سریع تبدیل به یک قدرت شویم و در قلب زمین بتوانیم برای کسانی که می خواهند در اینجا سلطه و نفوذ پیدا کنند، مانع مهمی تلقی شویم.

حقانی با بیان اینکه ایران با صفویه یک بار دیگر قدرتمند شد و توانست بسیاری از مناطقی که از دست داده بود را پس بگیرد، اظهار کرد: اگر قدرت آن دوره باقی مانده بود، هیچ قدرت دیگری نمی توانست در منطقه عرض اندام کند. اما صفویه سقوط کرد و پس از یک دوره کوتاه هرج و مرج، نادرشاه افشار قدرت را به دست گرفت و قدرت کشور را احیا کرد. البته هیچ یک از این حکومت ها قدرت فعلی جمهوری اسلامی را نداشتند.

وی با بیان اینکه در دوره قاجار نیز در ابتدا آقامحمدخان می خواست اقتدار ایران را به لحاظ حاکمیتی بازگرداند، افزود: قاجارها با همه بی کفایتی ها در برخی امور، در مجموع اغلب تا حدودی رویکرد شیعی هم داشتند. اما نادرشاه یا شیعه نبود یا اینکه تشیع را فدای ارتباط با اهل سنت منطقه یعنی عثمانی کرد. نادر از عثمانی خواست تشیع را به عنوان مکتب پنجم اسلامی بپذیرند و گفت در ازای آن تشیع را در ایران از رسمیت می اندازد. نادر شاه چنین کرد اما عثمانی ها به تعهد خود عمل نکردند و تا همین حالا هم به جز دانشگاه الاظهر، همچنان تشیع از سوی حاکمیت اهل سنت منطقه پذیرفته نیست.

وی هدف از مرور تاریخ معاصر کشور را اهمیت تبیین عقب ماندگی و تحقیر تاریخی ملت عنوان کردند که می تواند پیشران حرکت به جلو در آینده باشد و رهبری نیز در منشور گام دوم بر آن تاکید کرده اند.

حقانی ادامه داد: در دوره قاجار هم انگلیس با نفوذ، تضعیف، تجزیه و طرح نابودی خواستند از خیزش دوباره ایران جلوگیری کنند. در واقع دوره قاجار دوره نفوذ گسترده بوده است. تشکیلات فراماسونری در آن دوره تاسیس شد و صدراعظم ها وابسته انگلیس و روس ها می شوند و خیانت های بزرگ به دنبال آن رخ می دهد؛ اتفاقاتی که سرنوشت ایران و کل منطقه را تحت تاثیر قرار می دهد. به طور مثال مشخص بود که انگلیس پس از تسخیر هند، به سراغ افغانستان خواهد آمد و بعد نوبت ایران می شود. شیعیان هند که با انگلیس می جنگیدند، دست کمک به سمت ایران دراز کردند، اما حکومت ایران کمک نکرد چون صدراعظم ایران نفوذی و وابسته انگلیس بود. بنابراین نه تنها کمکی نکرد، بلکه آنها را تضعیف کرد و در نهایت انگلیس پس از هند و افغانستان به سراغ ایران آمد.

وی خاطرنشان کرد: همین اتفاق اکنون هم در روابط بین الملل ما به ازا دارد و برخی به دنبال تحمیل برجام های 2 و 3 به ایران هستند که هم حضور منطقه ای کشورمان را کمرنگ کرده و از بین ببرند و هم قدرت دفاعی ایران را نابود کنند.

وی با تاکید بر اینکه نفوذ، تضعیف، تجزیه و نابودی هدف استکبار در مقابل ایران است، تاکید کرد: نظریه نظام انقلابی می تواند ما را از این خطر بزرگ که همواره کشور را تهدید می کند، برهاند.

به گفته وی، انگلیس در ایران نفوذ و کشور را در دوره قاجار تجزیه کرد. هرات، افغانستان و 8000 کیلومتر از بلوچستان از خاک ایران جدا شد و انگلیسی ها تا سال 1920 تا مرحله خرید یا اجاره تمام جزایر خلیج فارس نیز پیش رفتند. دولت های ما در فاصله سال های 1910 تا 1920 که درگیر مشروطه هم بودند و با ناآرامی در کشور روبرو بودیم، برای فروش یا اجاره 100 ساله تمام جزایر خلیج فارس، تحت فشار قرار گرفتند. فارسی زدایی از تمام منطقه خلیج فارس در دستور کار انگلیسی ها قرار گرفت با این هدف که زمینه نابودی ایران فراهم شود.

این مورخ و پژوهشگر مسائل سیاسی با بیان اینکه در سال 1907 روس و انگلیس طی قراردادی ایران را به سه قسمت تقسیم کردند و این یعنی نابودی ایران، گفت: البته یک ایران میانی کم رمق از جنوب اصفهان تا قزوین باقی مانده بود. اما در قرارداد 1915 این دو کشور کل ایران را میان خود تقسیم کردند. با این حال چندی بعد در روسیه انقلاب بلشویکی شد و روس ها نتوانستند طرح تجزیه را دنبال کنند. انگلیس ها هم طمع حکومت بر کل ایران را داشتند و طرح مستعمره کردن کشور را با الحاق به هند پیش بردند. اما این هم با مقاومت مردم روبرو شد. سپس پهلوی اول را به حکومت رساندند که او ظرف 20 سال تمام خواسته های انگلیس را محقق کرد. در شهریور سال 1320 ایران دوباره اشغال شد و در سال 1323 و در جریان جنگ جهانی دوم، دوباره وزرای خارجه روس و انگلیس در صدد احیای قرارداد 1907 برآمدند. به این ترتیب انگلستان تاکنون چهار اقدام عملی برای نابودی ایران انجام داده است. اکنون هم به دنبال تجزیه کشور هستند و معتقدند پنج ایران کوچک بهتر از یک ایران بزرگ است. برای همین رهبری تاکید می کنند ما فقط با نظام انقلابی می توانیم به پیش برویم.

وی با یادآوری اینکه قبل از این هم ملت ایران 200 سال در برابر استعمار و استکبار مقاومت کرد، اما همه این مقاومت ها به نوعی به شکست انجامید، اظهار کرد: قرارداد رویترز شکست خورد؛ نهضت تنباکو موفق شد اما نتوانست گستردش پیدا کند؛ مشروطه را منحرف و رضا شاه را بر ملت تحمیل کردند؛ نهضت ملی شدن صنعت نفت را با کودتا از بین بردند و استقلال ایران به کلی از بین رفته بود. امام خمینی (ره) نیز در آغاز نهضت فرمودند که «شرف ما رفت، استقلال ما رفت، امریکا و انگلیس حاکم شدند بر ایران». در تمام دو سده گذشته ما نظریه مقاومت انقلابی را داشتیم اما به نتیجه نمی رسیدیم تا اینکه نظام جمهوری اسلامی تاسیس شد و تداوم رویکرد نظام انقلابی تاکنون سبب شده تمام توطئه ها برای نابودی ایران را خنثی کنیم.

به گفته وی، اکنون طرح تجزیه خوزستان، آذربایجان، سیستان و بلوچستان و کردستان به شدت از سوی جهان استعمار دنبال می شود.

حقانی در خصوص هدف دشمن از توسعه مناطق آزاد در کشور گفت: هدف ترویج سبک زندگی غربی به جای سبک زندگی ایرانی و اسلامی است که می تواند به ترک نظریه نظام انقلابی در آینده منجر شود.

وی با بیان اینکه توسعه جزیره کیش در دوره ریاست جمهوری مرحوم هاشمی آغاز شد، افزود: شبکه بی بی سی در آن زمان مستندی در این رابطه تولید کرد که با نمایش آموزش باز و بسته کردن اسلحه توسط یک روحانی در مسجد و انعکاس فعالیت گشت های بسیج آغاز و سپس بلافاصله وارد فضای جزیره کیش می شود که مسابقه دو میان دختر و پسر برگزار شده است. مرتضی الویری در ان مقطع مسوول برنامه های توسعه کیش بود که با او گفت و گو می شود و به صراحت می گوید، لازمه توسعه سیاسی و فرهنگی، تغییرات اجتماعی است. به این ترتیب گروه هایی در کشور وجود دارند که به تغییر سبک زندگی نسل های بعدی کمک می کنند. هدف دشمن هم همین است که در آینده اصلا نسلی وجود نداشته باشد که نسبت به انقلاب دغدغه مند باشد.

وی با تاکید بر اینکه تجربه تاریخی ما نشان می دهد عزم دشمن بر نابودی ایران و حداقل نبود یک کشور قدرتمند در منطقه است، تصریح کرد: اما مقاومت 200 ساله ملت نیز نشان دهنده این است که برای حفظ استقلال ایران و برای حفط تمامیت ارضی کشور، ما غیر از تداوم مقاومت انقلابی و تاسی به رهبری انقلابی و در یک کلام نظریه نظام انقلابی، راهی برای حفظ استقلال و تمامیت ایران نداریم. این تنها راهی است که می توانیم آینده کشور و فرزندان خود را تضمین کنیم و شاهد رشد و توسعه باشیم.

حقانی با تاکید بر اینکه رشد و توسعه بعد از انقلاب اسلامی با کل دوره قاجار و پهلوی قابل مقایسه نیست، گفت: رهبری نیز در بیانیه گام دوم تاکید کرده اند که ایران در گذشته در حوزه علمی مشغول کپی و برداشت، در صنعت هم مشغول مونتاژ و در فناوری هم که صفر بودیم. نظریه نظام انقلابی و تحقق جوهره مقاومت، ما را به موقعیت کنونی رساند.{jcomments on}

Add comment

Security code Refresh

Submit

تمامی حقوق محفوظ است.

امام خامنه ای امام خمینی
                 

 

 

Template Design:Dima Group