Main menu

رنجنامه ای درباب سوء مدیریت مدیرکل بنیاد شهید استان قم

در سالهای اخیر بارها ایثارگران مراجعه کننده به دفتر آقای هاشمی تنها به این دلیل که صدایشان اندکی به اعتراض بلند شده به درخواست آقای هاشمی توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند و از سوی بنیاد مورد تهدید قرار گرفتند که با مراجعه به سوابق اداری کلانتری هم جوار با اداره کل بنیاد و دادسرا میتوان صحت این ادعا را مورد بررسی قرار داد. حتی این گونه اعلام کرده اند که بین دفتر آقای هاشمی و کلانتری مجاور اداره کل بنیاد شهید قم...

.
.

با عرض ادب، احترام و آرزوی طول عمر باعزت و سلامت برای مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (دامت برکاته) آنچه در سطور آتی این نامه ملاحظه خواهید کرد قسمتی از سوء جریان ها و تخلفات در بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم با محوریت مدیر کل آن آقای سردار سید جواد هاشمی می باشد که بر خود واجب دانستیم که حضرتعالی را در جریان بخشی از تخلفات ایشان قرار دهیم تا بیش از این از اعتبار و آبروی نهاد انقلابی و محبوب سپاه پاسداران (مأمور از سپاه به بنیاد) در نزد عموم مردم انقلابی، خانواده بزرگ شهدا و ایثارگران استان قم توسط این فرد متخلف هزینه نگردد.

 

از سال ۱۳۹۲ که آقای سید جواد هاشمی بدون هرگونه شایستگی و توان علمی و تجربی با تغییر و تحولات دولت و تغییر مدیریت عالی استان قم و صرفا با توسل به افراد ذی نفوذ و رفیق بازی به سمت مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم منصوب گردید، انواع سوءاستفاده های شخصی از موقعیت و جایگاه اداری و امکانات بنیاد در نهایت بی پروایی توسط ایشان به عمل آمده است که تنها در این مختصر به چند مورد اشاره می گردد؛ اما مهم تر از سوءاستفاده های مالی ایشان، سلب اعتماد و اعتقاد افراد به بخش هایی از حاکمیت است که بزرگترین خیانت به نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و موجبات نارضایتی، سرخوردگی، ناامیدی و بعضا افسردگی ایثارگران تحت پوشش این بنیاد را فراهم نموده و بالاترین هزینه را برای بنیاد شهید به عنوان مقدس ترین نهاد بر خواسته از انقلاب اسلامی داشته است. چند نمونه از تخلفات آقای هاشمی:

 

7- از همان اولین روزهای ورود به بنیاد، نامبرده علی رغم توصیه ها و تأکیدات مقام معظم رهبری (دامت برکاته) که البته ایشان به دروغ ادعای تبعیت از مقام عظمای ولایت را دارد و عملا رفتار و کردار ایشان برخلاف منویات مقام معظم رهبری می باشد. اقدام به بریز و بپاش های فراوان از کیسه بیت المال نمود، صرف هزینه حدود دویست میلیون تومانی جهت تخریب و تعمیر دفتر و دکوراسیون و مبلمان و انجام تشریفات فرعونی که نه تنها در مجموعه نظام جمهوری اسلامی مورد نکوهش است به نحو اولی در بنیاد شهید که نهاد انقلابی و به فرموده امام خمینی (ره) افضل نداده است و دستگاه عصمت و طهارت است، به هیچ وجه قابل قبول نیست. پذیرایی های میلیونی از افراد خاص جهت تثبیت موقعیت خود با سفره های اشرافی و تنوع غذاها، خریداری ماشین مگان بدون مجوز و خارج از ضوابط و مقررات ناوگان حمل ونقل بنیاد، استفاده از سربازان وظیه با تشریفات خاص در زمان ورود و خروج از بنیاد و حتی خارج از بنیاد بخش کوچکی از تشریفات فرعونی و سوءاستفاده از موقعیت اداری و بیت المال توسط آقای هاشمی می باشد.

 

" تخلفات جناب آقای هاشمی صرفا به موارد فوق محدود نمی شود. بلکه نامبرده در جهت خوش خدمتی به دیگران و تثبیت موقعیت خود و برنامه های آینده اش در خارج از بنیاد و اعمال نفوذ در مراکز مختلف از امکانات بنیاد به نحو گسترده سوءاستفاده کرده است. اردوگاه های بنیاد، استخر توان بخشی بنیاد، مهمانسرای بنیاد، بن های فروشگاه جانبازان و حتی قبور شهدا وسیله ای برای سوءاستفاده ایشان گردیده است. در حالی که قطعه شهدا گلزارهای شهدا مخصوص دفن شهدا می باشد و حتى والدین شهدا در قطعه دیگری تحت عنوان قطعه صالحین دفن می شوند، آقای هاشمی افراد غیر واجد شرایط وابسته به افراد خاص و غیر ایثارگر را در قطعه شهدا از گلزار علی بن جعفر (علیه السلام) دفن نموده است و با این اقدام علاوه بر نقض ضوابط و مقررات و خیانت به ساحت مقدس شهدا و خانواده های مکرم ایشان زمینه سوءاستفاده اداره اوقاف را فراهم نمود به طوری که اداره اوقاف با مشاهده دفن افراد غیر ایثارگر در قطعات گلزار شهدا توسط مدیرکل بنیاد، تعداد حدود ۳۰۰ متوفی در قطعات مطهر گلزار شهدا دفن کرده که ارزش ریالی آن بیش از ۴ میلیارد تومان می باشد؛ یعنی علاوه بر خسارت جبران ناپذیر معنوی موجب خسارت مادی به مبلغ بیش از ۴ میلیارد تومان گردیده است لیست اسامی افرادی که اوقاف در قطعه شهدا دفن کرده موجود است و متأسفانه والدین مکرم و وابستگان شهدا از این موضوع بشدت ناراحت اند؛ و این خیانت آشکار بر شهدای مظلوم این استان بوده که ایشان برای امیال و اهداف شخصی خود صورت داده است.

 

لیست تخلفات اداری و مالی آقای هاشمی بسیار گسترده است و در این مختصر نمی گنجد لذا در بالا فقط به عنوان نمونه به چند مورد که مستندات آن در دسترس می باشد و اثبات آن نیاز به تحقیقات پیچیده و گسترده ای نداشته و در صورت ورود نهادهای نظارتی انکارناپذیر می باشد اشاره گردید. لازم به ذکر است حدود ده نفر از مسئولین و پرسنل مطلع بنیاد شهید در خردادماه سال ۱۳۹۸ در شعبه چهارم دادگاه ویژه روحانیت به درخواست قاضی شعبه بابت پرونده کلاسه ۹۶۱۳۴۱۳۶۸ حاضر شدند و شهادت به انجام تخلفات فوق الذکر توسط آقای هاشمی داده اند؛ در پرونده مذکور که بر اساس شکایت آقای هاشمی از یک جانباز طلبه با اتهام افترا و نشر اکاذیب تشکیل شده بود قاضی پس از استعلام از دستگاههای مربوطه همچون مسکن و شهرسازی، سازمان بازرسی و نیز شنیدن شهادت پرسنل و مدیران میانی بنیاد شهید که همه دلالت بر انجام تخلفات فوق الذکر توسط آقای هاشمی داشت، رأی بر برائت طلبه جانباز صادر نمود و در مرحله تجدیدنظر نیز آقای هاشمی با توجه به شرایط به وجود آمده مصلحت خود را در انصراف از پیگیری شکایت دید که مدارک مربوطه و شهادت مکتوب شهود در پرونده مذکور موجود است.

 

البته جناب آقای هاشمی به منظور فراهم کردن بستر و شرایط انجام هر یک از تخلفات فوق الذکر دهها تخلف ریزودرشت دیگر نیز مرتکب شده است تا بتواند به مقصود خود برسد؛ و قطعا در صورت ورود نهادهای نظارتی و قضایی به موضوع رسیدگی به تخلفات آقای هاشمی و دسترسی کامل به مدارک و مستندات اداری و بررسی دقیق آنها و بازجویی از برخی پرسنل نزدیک به ایشان فهرست بلند بالایی از تخلفات نامبرده تهیه خواهد شد که برای بسیاری باورپذیر نخواهد بود.

 

در پایان امیدواریم با ورود خردمندانه مسئولین محترم نظارتی و قضایی به موضوع، وضعیت موجود اصلاح شود تا ان شاالله بنیاد شهید که به فرموده امام راحل افضل نهادهاست از این وضعیت بغرنج نجات پیدا کند.

 

با احترام نظر به اینکه در پی خودسوزی منجر به فوت سه تن از ایثارگران تحت پوشش بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم در فاصله زمانی کمتر از چهل روز ( 2/6/98 لغایت 7/7/98) مدیران بنیاد شهید در اقدامی مبهم نسبت به اخراج نگهبان درب ورودی اداره کل بنیاد شهید به عنوان مقصر یک مورد از خودسوزی ها اقدام نمودند و از ارائه هر گونه توضیحی به افکار عمومی تا این لحظه خودداری کرده و در پی فرار از زیر بار مسئولیت این حوادث تلخ با پنهان کاری و یا دادن آدرس غلط به افکار عمومی و مراجع قانونی هستند و این امر باعث شده دلایل اصلی وقوع این حوادث تلخ نادیده گرفته شود و تا زمانی که این دلایل همچنان وجود داشته باشد امکان وقوع مجدد حوادث ناگوار و تلخ مشابه وجود خواهد داشت لذا بر خویش واجب دانستیم نکاتی را در خصوص برخی از دلایل و ریشه های اصلی بروز این حوادث تلخ به سمع و نظر مسئولین و دلسوزان نظام برسانیم تا انشا الله با اقدامات عاجل شاهد اصلاح شرایط فعلی به منظور جلوگیری از بروز حوادث بعدی و برخورد با متخلفین واقعی باشیم.

 

برخی از دلایل و ریشه های اصلی وقوع خودسوزی های پی درپی اخیر ایثارگران بنیاد شهید قم:

 

الف) سوء مدیریت در بنیاد قم نسبت به ایثارگران تحت پوشش:

 

برخوردهای پلیسی، امنیتی و قضایی با ایثارگرانی که برای حل مشکلات درمانی، قضایی، اداری و خانوادگی خود به بنیاد شهید مراجعه کرده و نسبت به نحوه ارائه خدمات و مدیریت آقای هاشمی اعتراض دارند باعث ناامیدی ایثار گران از حمایت های بنیاد شهید شده و موجبات سرخوردگی و افسردگی ایثارگران را فراهم کرده و ایشان را در مواجه با برخی مشکلات مستأصل نموده است.

 

دلیل اصلی خودسوزی های اخیر ایثارگران را نباید در لحظه وقوع حادثه و یا چند روز قبل از آن جستجو کرد بلکه وقوع این حوادث حاصل عملکرد آقای هاشمی طی سال های مدیریتش بر بنیاد است و شرایط روحی و روانی که بر خانواده ایثارگران حاکم کرده است زمینه ساز وقوع چنین حوادثی شده است.

 

بنیاد شهید و امور ایثارگران همواره از زمان تأسیس به عنوان ملجأ و پناه و حامی ایثارگران در مشکلات مختلف شناخته شده و ایثارگران در بدترین شرایط و سخت ترین مشکلات خود همواره چشم امید به کمک و حمایت بنیاد و مسئولین آن داشته اند و مسئولین بنیاد نیز در دوره های مختلف تلاش کرده اند در حد مقدورات این توقع ایثارگران را برآورده کنند و حتی اگر کاری از دستشان برنیامده حداقل پای درد دل ایثارگران نشسته و سنگ صبورشان شده اند و گاهی حتی فریاد و ناسزای ایثارگر را به جان خریده اند تا به این شکل بخشی از خشم و ناراحتی ایثارگر تخلیه شود.

 

اما با انتصاب آقای هاشمی به مدیریت بنیاد شهید قم شرایط تغییر کرد و ایثارگران در مراجعه به بنیاد در صورتی که در اعتراض به شرایط ارائه خدمات بنیاد صدایشان بلند شود با شدیدترین برخوردهای فیزیکی، روحی و روانی مواجه می شوند.

 

در سالهای اخیر بارها ایثارگران مراجعه کننده به دفتر آقای هاشمی تنها به این دلیل که صدایشان اندکی به اعتراض بلند شده به درخواست آقای هاشمی توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند و از سوی بنیاد مورد تهدید قرار گرفتند که با مراجعه به سوابق اداری کلانتری هم جوار با اداره کل بنیاد و دادسرا میتوان صحت این ادعا را مورد بررسی قرار داد. حتی این گونه اعلام کرده اند که بین دفتر آقای هاشمی و کلانتری مجاور اداره کل بنیاد شهید قم از طریق سیم کشی جداگانه ای خط مستقیمی ایجاد کردند جهت فراخوان سریع نیروی انتظامی به منظور برخورد با ایثارگران معترض، صحت یا عدم صحت این مطلب قابل بررسی است اما چیزی که مهم است نتیجه روانی اعلام این مطلب بر روحیه ایثارگران است.

 

جناب آقای هاشمی به منظور سرکوب و ساکت کردن ایثارگرانی که به صورت جدی به نحوه رفتار، گفتار، ارائه خدمات و نیز عملکرد ایشان معترض هستند معمولا اقدامات ذیل را انجام میدهند

 

1- بررسی و تجسس در پرونده ایثارگری فرد موردنظر و حتی استعلام های مجدد در خصوص گواهی های مجروحیت وی به منظور یافتن نقطه ضعفی جهت خدشه دار کردن اصل ایثارگری شخص معترض و یا کاهش درصد جانبازی وی.

 

2- استعلام از مراجع قضایی در خصوص پرونده های حقوقی و کیفری احتمالی و سوء پیشینه ایثارگر معترض با این هدف که شاید از این طریق پی به نقطه ضعفی از ایثارگر ببرند که بتوان از طریق آن به ایثارگر برچسب زد و وی را ساکت نمود.

 

۳- ایجاد شایعه و تهمت علیه ایثارگر معترض باهدف بدنام کردن و بی آبرو کردن ایثارگر از طریق افراد خاص

 

۴- تجسس در امور شخصی و خانوادگی ایثارگر باهدف یافتن لکه ای خاکستری و پررنگ کردن آن به منظور اعمال فشار روحی و روانی به ایثارگر معترض

 

۵- حتی در مورد یک ایثارگر طلبه معترض اقدام به تجسس در پرونده طلبگی و حوزوی وی نمود تا شاید در آن موردی برای اعمال فشار پیدا کند

 

اقدامات فوق گاهی رسمی و گاهی به گونه ای غیررسمی از طریق ارتباطات خاص در دستگاههای دیگر انجام میشود و خبر این گونه اقدامات نیز توسط اطرافیان آقای هاشمی عمدا به مراجعه کنندگان دیگر بنیاد منتقل می شود تا به قول خودشان از دیگران نیز زهره چشم گرفته شود

 

همچنین آقای هاشمی در مواردی شخصأ علیه چند تن از ایثارگران معترض و منتقد، به دادگاه شکایت کرد و برای آنها پرونده قضایی تشکیل داد و تمام توان مالی، اداری و نیز کارشناسان حقوقی بنیاد را بسیج کرد برای محکوم کردن ایثارگران مذکور تا بتواند رعب و وحشت موردنظر خود را در دل ایثارگران جهت جلوگیری از برخاستن هر گونه صدای اعتراضی ایجاد نماید

 

حتی وقتی ایثارگران ناامید از جناب آقای هاشمی و بنیاد قم، فریاد تظلم خواهی خود را به بنیاد شهید مرکز، دفاتر نمایندگان مجلس، استاندار، دفاتر ائمه جمعه و یا حتی در بین خطبه های نماز جمعه بردند آقای هاشمی به جای دادن پاسخ منطقی به مسئولین در خصوص خواسته ایثارگر با استفاده از نقاط ضعفی که از یکی از طرق فوق الذکر از ایثارگر به دست می آورد و یا حتی بی هیچ سندی، برچسبی به وی می زد و نزد مسئولین، ایثارگر را بی آبرو و اعتراض وی را بی اعتبار جلوه می داد و متأسفانه گویا هیچ مسئولی نیز به آقای هاشمی تذکر نداد که شما باید امین و رازدار جامعه ایثارگری باشی و اگر ایثارگری خواسته ای دارد که هیچ ارتباطی با نقاط ضعف وی نیز ندارد چرا باید به جای دادن پاسخ منطقی، نقاط ضعفش را جار بزنی؟

 

لذا با چنین شیوه برخوردی که آقای هاشمی طی شش سال گذشته در بنیاد شهید در پیش گرفته اند وقوع چنین حوادثی غیرقابل پیش بینی نبود و قبل از وقوع، بارها توسط دلسوزان تذکراتی در خصوص احتمال وقوع حوادث تلخی از این دست به نهادهای نظارتی داده شده بود

 

ب) سوء مدیریت اداری و سازمانی

 

از هم پاشیدگی ساختار سازمانی و اداری بنیاد شهید قم و نارضایتی، افسردگی و بی انگیزگی کارکنان بنیاد به دلیل نحوه برخورد و مدیریت آقای هاشمی که باعث گردیده پرسنل نه تنها تمرکز بر روی مشکلات کاری: روحی و روانی ایثارگران نداشته باشند بلکه خود نیز در گیر فشارهای روحی و روانی حاصل از نحوه مدیریت آقای هاشمی شوند

 

در دوران مدیریت آقای هاشمی بر بنیاد قم وضعیت کارکنان بنیاد شهید نیز بهتر از آنچه در بالا برای ایثارگران گفته شد نبوده است جناب آقای هاشمی در دوران مدیریت خود تخلفات اداری و مالی گسترده ای را در راستای تأمین منافع شخصی و خانوادگی خویش انجام داده است که مراجع بازرسی و نظارتی کم و بیش از تخلفات و سوء استفاده های ایشان مطلع هستند و ما نیز در این یادداشت قصد پرداختن به لیست تخلفات چند ده میلیاردی ایشان، همچون زمین جمهوری، آپارتمان مادر همسر دوم ایشان در مجتمع مسکونی ایثارگران و حسابها و منابع مالی فروشگاه جانبازان و... را نداریم اما نکته موردنظر در اینجا این است که جناب آقای هاشمی به منظور فراهم کردن بستر و شرایط لازم جهت انجام تخلفات موردنظر خویش شیوه ای خاص را در برخورد با پرسنل بنیاد در دستور کار خود قرار داده است تا بتواند تعدادی از پرسنل را با تخلفات خویش همراه، عده ای دیگر را مرعوب و بخشی دیگر را منزوی و یا اخراج نماید تا مانعی برای انجام تخلفات موردنظر خود در درون بنیاد نداشته باشد. در این خصوص تعداد انگشت شماری از پرسنل بنیاد قم (حدود پنج نفر) به طمع پست، پول و رانت های ویژه به عنوان جاده صاف کن برای تخلفات آقای هاشمی عمل کردند و مسئولیت کارسازی و فراهم کردن بسترهای لازم جهت انجام تخلفات موردنظر آقای هاشمی را بر عهده گرفتند. این افراد که اکثرا توسط آقای هاشمی به عضویت کمیته منابع انسانی بنیاد منصوب شدند در راستای تأمین منافع آقای هاشمی و گاها خودشان برنامه هایی برای پرسنل بنیاد طراحی کردند و تصمیماتی در خصوص کارکنان خدوم بنیاد گرفتند که بعضا افرادی را از زندگی ساقط کردند و افراد توانمند را به حاشیه راندند که تنها در صورتی که دستگاه قضایی به ماجرای تخلفات بنیاد شهید قم وارد شود و صورت جلسات و اقدامات این کمیته شامل لیست جابجایی های پرسنل و دلایل آن، تعداد دفعات جابجایی هر نفر و دلایل آن، عزل و نصبها، لیست اضافه کاری های پرسنل و مناسباتشان با آقای هاشمی، کارتکس ورود و خروج پرسنل، مرخصیها، مأموریت ها، پاداش ها، تقدیرنامه ها، اخراجها و استخدامهای خارج از ضوابط پرسنل که تماما به دستور آقای هاشمی و توسط این کمیته و باهدف فراهم نمودن بسترهای لازم جهت انجام تخلفات موردنظر آقای هاشمی و یا سرپوش گذاشتن بر تخلفات، برنامه ریزی، جهت دهی و انجام شده است را با دقت و ظرافت مورد بررسی قرار دهد حقایق باورناپذیری از عمق فاجعه ی رخ داده در ساختار اداری بنیاد مشخص خواهد شد و تأثیر عملکرد این کمیته در سرکوب پرسنل خدوم بنیاد در مقابل تخلفات آقای هاشمی بر همگان آشکار خواهد شد.

 

برخی از اقدامات آقای هاشمی در خصوص پرسنل به واسطه این کمیته به شرح ذیل می باشد

 

ا- عزل و نصبها و جابجایی های مکرر و پی در پی پرسنل باهدف تحقیر کرن و یا مطیع کردن پرسنل جهت انجام دستورات خلاف قانون و یا دور کردن پرسنل آگاه به قوانین، از بخشی که مدیر کل در آن بخش قصد انجام تخلف را داشت ونیز سرگرم کردن پرسنل به حاشیه های این جابجایی های مکرر و بی قاعده به منظور ایجاد یک حاشیه امن و حیاط خلوت جهت انجام تخلفات مالی و اداری موردنظر مدیر کل

 

حجم این جابجایی ها در حدی است که تقریبا شصت درصد پرسنل به کرات جابجا شدند و هر نفر نیز بین سه تا هشت بار در پست های مختلف جابجا شده است و گاها یک نفر در طول یک سال چهار بار جابجا شده است

 

۲-استفاده از اهرم اضافه کار برای تحت فشار قرار دادن پرسنل به منظور انجام دستورات خلاف قانون و خلاف عرف و گاها خلاف شرع

 

معیار اصلی در تعیین اضافه کار میزان چاپلوسی، سرسپردگی و وفاداری و خدمت به شخص آقای هاشمی است و انجام وظایف سازمانی در این خصوص اصلا ملاک نیست با کنترل لیست اضافه کارهای پرسنل و بررسی آن با عملکرد اداری افراد طی سال های اخیر این امر به راحتی قابل اثبات است

 

3 - ایجاد اختلاف و تفرقه‌ی برنامه ریزی شده بین پرسنل به منظور بهره برداری از این اختلاف در جهت کنترل هرچه بیشتر پرسنل

 

۴- دادن امتیازات خاص همچون پست های کلیدی، اضافه کاری های غیرمتعارف، پاداش، لوح تقدیرهای مکرر و به برخی از پرسنل که شایستگی و شرایط اداری لازم را نداشته اند صرفا به این دلیل که این افراد برای شخص آقای هاشمی کار ویژه و غیرقانونی را انجام داده اند و در مقابل محروم کردن پرسنل شایسته و دارای شرایط از این امتیازات که این امر باعث نارضایتی شدید پرسنل و ایجاد بی انگیزگی در آنها شده است.

 

به عنوان مثال آقای هاشمی از یکی از بانک های استان به واسطه گردش مالی وجوه متعلق به ایثارگران دویست میلیون تومان وام قرض الحسنه گرفت و یکی از پرسنل ضامن این وام شد، شخص ضامن به واسطه این خدمت به آقای هاشمی در آن سال به عنوان کارمند نمونه انتخاب و از مزایای مالی این عنوان بهره مند گردید و یا در موردی دیگر داماد برادر آقای هاشمی در بهمن ماه سال ۱۳۹۵ وارد بنیاد قم شد و در ارزشیابی عملکرد پرسنل بنیاد در سال ۱۳۹۵ در حالی که کمتر از دو ماه سابقه حضور در بنیاد را داشت، بالاترین نمره ارزشیابی عملکرد را دریافت کرد و از مزایای مالی آن بهره مند شد و نیز شخصی که در امتحانات دانشگاه، آقای هاشمی را همراهی می کند و به شکل های مختلف مشکل نمره درس های ایشان را حل می کند پستی مدیریتی گرفت که اصلا شرایط احراز آن پست را نداشت!

 

در صورت ورود دستگاه قضایی به تخلفات آقای هاشمی در بنیاد و دسترسی به اسناد و مدارک بنیاد موارد بیشماری از این دست تخلفات قابل اثبات است

 

۵- تخریب چهره ها و شخصیت های مطرح از پرسنل که احتمال می رود روزی به عنوان جایگزین آقای هاشمی به عنوان مدیر کل مطرح شوند از طریق ایجاد شایعه علیه ایشان، نسبت دادن خلاف واقع برخی موضوعات به ایشان و در کل تلاش برای ایجاد حاشیه و منزوی کردن آنها.

 

۶- انتصاب پرسنل متخصص بنیاد در پست هایی که با تحصیلات، تخصص و تجربه آنها هیچ سنخیتی ندارد به منظور ناتوان جلوه دادن آنها و برخورد کردن با آنها که این انتصاب های بی قاعده از نظر آقای هاشمی یک تسویه حساب تلقی شده ولی خسارت آن به طور مستقیم به جامعه ایثارگری واردشده است که این موضوع نیز با کنترل پست های تخصصی بنیاد و نیز کنترل احکام پرسنل متخصص بنیاد طی شش سال گذشته به راحتی قابل اثبات است و خسارت های میلیاردی ناشی از این تصمیمات نیز ثبت و ضبط شده و مستندات مالی و حقوقی آن موجود است.

 

۷- تجسس در زندگی شخصی پرسنل از طرق مختلف به منظور پیدا کردن نقاط ضعف و اعمال فشار به پرسنل.

 

در این خصوص بارها در مورد برخی از پرسنل به طور محرمانه استعلام های مختلف از دادگستری، ثبت اسناد، حسابهای بانکی، پرینت تماس ها و پیامک ها و از راههای رسمی و غیر رسمی گرفته شده است تا شاید از یکی از این موارد به مطالبی دست پیدا کنند که بتوانند به واسطه آن پرسنل را تحت فشار قرار داده و به کاری خاص وادار نمایندا

 

فرایند فوق الذکر در مورد حدود ده نفر از پرسنل که در دادگاه ویژه روحانیت در پرونده ای که آقای هاشمی تحت عنوان نشر اکاذیب علیه یک جانباز طلبه تشکیل داده بود) توسط قاضی احضار شدند و صحت گفته های جانباز طلبه در خصوص تخلفات آقای هاشمی را تائید و در واقع برخلاف منافع آقای هاشمی شهادت صادقانه دادند با شدت بیشتری انجام شده است و همچنان نیز ادامه دارد و آقای هاشمی در تلاش است تا برای پرسنلی که در دادگاه علیه وی شهادت داده اند پرونده سازی کرده و به قول خود با ایشان تسویه حساب نمایدا

 

۸- دسیسه چینی و تلاش مخفیانه به منظور ایجاد پرونده های قضایی علیه برخی از پرسنل از طریق تحریک، تشویق، تطمیع و یا هدایت برخی جانبازان خاص و یا خانواده ایثارگران و جهت درگیری و شکایت از پرسنل، با هدف ایجاد فشار روحی و روانی به فرد موردنظر و ایجاد حاشیه برای وی و زهره چشم گرفتن از دیگر پرسنل

 

در این خصوص چند تن از جانبازانی که بی هیچ دلیل موجهی با برخی از پرسنل به طور فیزیکی درگیر شده بودند بعدها و با گذشت زمان به پرسنل موردنظر مراجعه و درخواست حلالیت نمودند و اذعان داشتند که آقای هاشمی ضمن بدگویی از پرسنل موردنظر از آنها خواسته تا با ایشان درگیر شده و اتاقش را به هم بریزد البته بابت این کار پاداشی نیز به وی داده است (مبلغی بن خرید کالا از فروشگاه جانبازان) که در صورت ورود دستگاه قضایی اثبات این مطلب کار دشواری نیست

 

۹- بهانه گیری از برخی پرسنل جهت اخراج آنها به منظور جایگزین کردن نزدیکان و سفارشیهای مدنظر آقای هاشمی که در این خصوص موفق هم بوده است لازم به ذکر است که آقای هاشمی بیش از ده نفر را با اهداف مختلف خارج از ضوابط در ساختار اداری بنیاد وارد کرده و به کار گرفته است و چون این افراد مجوز استخدام از تهران ندارند لذا فعلأ حقوق آنها از فروشگاه جانبازان پرداخت می شود لذا آقای هاشمی در تلاش است از طریق حذف پرسنل دارای مجوز این افراد مدنظر خود را جایگزین آنها نماید و تا حدی نیز موفق بوده است؛ که البته این افراد نیز نقش مؤثری در انجام تخلفات آقای هاشمی دارند زیرا خود را گماشته آقای هاشمی میدانند.

 

موارد بیشمار دیگری نیز هست که ذکر آنها در اینجا میسر نیست

 

مجموعه ی آنچه در بالا به صورت مختصر به آن اشاره شد حاکی از سوء جریان و سوء مدیریتی است که آقای هاشمی به علت عدم برخورداری از نظارت درونی که همان تقوای الهی است و عدم نظارت بیرونی که نظارت دستگاه های نظارتی است طی حدود شش سال اخیر در بنیاد حاکم نموده و پیوسته طی این شش سال بر پرسنل تاخته است، یک روز با نیت فراهم ساختن بستر انجام تخلفات موردنظر خویش و روز دیگر باهدف سرپوش گذاشتن بر تخلفات انجام شده و از بین بردن یا پنهان نگه داشتن اسناد تخلف و امروز که تشت رسوایی بخش کوچکی از تخلفاتش در شهر به زمین افتاده انگیزه خطرناک تر انتقام گیری و تسویه حساب نیز به آن اضافه شده است که این رویکرد و نگاه آقای هاشمی به مجموعه بنیاد و پرسنل آن باعث شده است ساختار سازمانی بنیاد از هم گسسته شده و مدیران میانی همچون معاونین و روسای مناطق بنیاد فاقد هر گونه اختیار در تصمیم گیری باشند و پرسنل ناراضی، عصبی، مضطرب و بعضا افسرده و بی انگیزه شده و برخی دچار وادادگی شده اند از چنین پرسنلی که خودشان تحت فشارهای روحی و روانی غیرمتعارف ناشی از عملکرد آقای هاشمی هرلحظه ممکن است دست به اقدامی جبران ناپذیر بزنند، چگونه می شود انتظار داشت که بر مشکلات کاری، روحی و روانی ایثارگران تمرکز نموده و با تدابیر پیشگیرانه مانع وقوع حوادث جبران ناپذیر شوند.

 

ج) سوء مدیریت در حوزه بهداشت و درمان ایثارگران

 

به حاشیه راندن پزشکان باسابقه بنیاد شهید و سپردن پست مهم و تخصصی معاونت بهداشت و درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم به یک دانشجو و تحصیل کرده در دانشکده دام پزشکی که فاقد هرگونه سابقه اداری و اجرایی است توسط آقای هاشمی صرفا به واسطه ارتباطاتی که خانواده ایشان با آقای هاشمی داشتند.

 

آقای هاشمی به شکل های مختلف و از طریق بازی هایی که کمیته منابع انسانی فوق الذکر طراحی می کرد تمامی پزشکان باتجربه بنیاد شهید را که همگی ایثارگر، فرزند شهید یا فرزند جانباز هستند را به حاشیه راند و یا از بنیاد متواری نمود تا بتواند شخصی را که مدنظر خود بود از خارج از بنیاد وارد سیستم اداری کند و مستقیم پست مهم و تخصصی معاونت درمان استان را به وی بسپارد. این شخص ادعا می کند که دانشجوی مقطع دکترا است (در چه رشته ای کسی نمی داند) و آخرین مدرکی که به بنیاد ارائه نموده است یک گواهی از دانشکده دامپزشکی است که تائید می کند وی دارای کارشناسی ارشد بافت شناسی از دانشکده دام پزشکی می باشد!!! وی در زمان حادثه خودسوزی فرزند شهید در بنیاد کمتر از یک سال بود که به این سمت منصوب شده بود و بزرگترین دغدغه وی طی این مدت بعد از پیگیری ویژه موارد درمانی شخص آقای هاشمی و خانواده وی، درست شدن قرارداد کاریش با بنیاد بود.

 

سؤال مطرح در اینجا این است که با توجه به مشکلاتی که در خصوص بیمه تکمیلی ایثارگران در سال ۹۸ به وجود آمد چنین فرد بی تجربه ای در جایگاه معاونت درمان بنیاد شهید استان قم با مختصات فوق الذکر چقدر توان ایجاد هماهنگی بین بیمه و مراکز درمانی را در شرایط خاص برای جلوگیری از یک حادثه دارد؟ از کسی که نه آن قدر سابقه کار در بنیاد دارد که ایثارگران دارای بیماری خاص و نیازمند به خدمات ویژه درمانی را بشناسد و نه در مراکز درمانی استان جایگاه، اعتبار و یا ارتباطی دارد که در موارد اضطراری بتواند از ارتباط و اعتبار خود برای حل مشکل ایثارگران و نجات جان آنها استفاده کند و نه بر شرکت بیمه تسلط دارد که بتواند بیمه را به ارائه خدمت به ایثارگران در چهارچوب قرارداد فیمابین وادار کند و نه خود تخصصی در درمان انسان ها دارد، چه توقعی می توان داشت؟

 

البته مقصر اصلی کسی است که چنین فردی را در چنین پست حساسی منصوب کرده است!!

 

موارد فوق الذکر که به طور خلاصه در سه بخش تقدیم حضور گردید تنها برخی از دلایل ریشه ای و اساسی است که باعث فراهم شدن بستر وقوع حوادث تلخی چون خودسوزی های پی در پی اخیر بین ایثارگران تحت پوشش بنیاد قم در قالب موضوعات مختلف شده است و متأسفانه همچنان شرایط فوق الذکر بر بنیاد قم حاکم است و با تداوم این وضعیت احتمال تکرار حوادث مشابه بین ایثارگران و حتی پرسنل بنیاد دور از انتظار نخواهد بود.

 

اما نحوه برخورد مسئولین استان و کشور با حوادث اخیر بنیاد قم و حتی قبل از آن عدم برخورد با تخلفات و سوءاستفاده های متعدد آقای هاشمی در سمت مدیرکلی بنیاد شهید قم که هر یک به تنهایی در موارد مشابه برای عزل یک مدیرکل کفایت می نمود، سؤالات متعددی را در اذهان دلسوزان به نظام مقدس جمهوری اسلامی به وجود آورده است.

 

١- عدم اقدام جدی پیشکسوتان و دلسوزان انقلاب، مراجع نظارتی و مسئولین اداری و قضایی استان جای بسیار تأسف و تعجب دارد! واقعا در موارد مشابه آیا مسئولین با افراد دیگر به همین شکل عمل می کنند؟

 

متأسفانه نحوه برخورد مسئولین با تخلفات آقای هاشمی این احساس را برای ایشان و برای دیگران که نظاره گر نحوه عمل مسئولین هستند به وجود آورده که به خاطر وضعیت ایشان (جانبازی و پاسداری)، نامبرده در حاشیه امن قرار داشته و دارای مصونیت قضایی می باشد و تمامی تخلفات ایشان با تسامح و تساهل مورد اغماض قرار می گیرد!!!

 

مگر نه این است که افرادی نیز که از عملکرد آقای هاشمی به ستوه آمده و تحت فشار می باشند و گاها شکایت به مسئولین مختلف استان و حتی کشور برده و دست خالی و مستأصل برگشته اند نیز پاسداران، بسیجیان و ارتشیان جانباز و ایثارگر و خانواده معظم شهدایی هستند که حق به گردن این نظام مقدس دارند؟ و یا شاید تصور می شود افرادی که خودسوزی کردند کسانی غیر از جامعه ایثارگری استان بوده اند؟

 

مگر نه این است که قانون اساسی آحاد مردم را در برابر قانون برابر دانسته است؟ مگر نه این است که مطابق اصل ۱۷۴ قانون اساسی نظارت بر حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاه های اداری بر عهده سازمان بازرسی کل کشور است؟ و مگر نه این است که شورای عالی اداری از جمله وظایف نظارتی استانداران را نظارت بر امور ایثارگران و خانواده معظم شهدا دانسته است؟

 

پس عدم ورود جدی موجهین و مسئولین استان با چه منطق شرعی و قانونی و انقلابی قابل توجیه است و در پیشگاه مردم، شهدا و خداوند که ناظر بر این اعمال است چه پاسخی خواهند داشت؟

 

۲- با کدام معیار و توسط چه کسانی حادثه خودسوزی فرزند شهید در دفتر مدیرکل بنیاد مورد بررسی قرار گرفت که نتیجه آن مقصر دانستن نگهبان بی سلاح بنیاد و صدور دستور مبنی بر اخراج وی شد.

 

با توجه به اینکه علاوه بر دلایل ریشه ای و اساسی که قبلا گفته شد عوامل و دلایل میدانی نیز در روز وقوع این حادثه مؤثر بوده است از جمله اینکه در زمان مراجعه فرزند شهید به اداره کل بنیاد اکثر مدیران ستادی از جمله: مدیرکل رئیس دفتر مدیر کل، معاون توسعه (جانشین مدیر کل) ، رئیس اداره پشتیبانی، رئیس حراست، رئیس اداره کارکنان و همچنین مسئول بازرسی و پاسخگویی به شکایات در ساختمان اداره کل حضور نداشتند و روز بعد حادثه گفته شد که این افراد جهت شرکت در مراسم غبارروبی شهدا رفته بودند ولی بعدا مشخص شد تعدادی از آنها کلا در مرخصی به سر می بردند و ساعت مراسم غبارروبی نیز با ساعت وقوع حادثه فاصله زمانی قابل توجهی داشته است، چگونه بررسی کنندگان حادثه تمام این عوامل را نادیده گرفتند و نگهبان شریف، متدین و بی سلاح بنیاد را مقصر دانستند آیا این اقدام تلاشی برای پنهان نگه داشتن دلایل اصلی وقوع حادثه و نجات مقصرین واقعی آن نیست؟

 

اصلا اگر سزای نگهبان بنیاد در این حادثه اخراج است پس سزای عوامل و افراد دیگر مؤثر و مقصر در وقوع این حادثه غمبار را چه کسی تعیین می کند؟

 

از همه مهم تر اکنون که بعد از انتشار خبر اخراج نگهبان در رسانه های استان، با فشار افکار عمومی و اعتراض خانواده فرزند شهید متوفی و برخی از بزرگان شهر نگهبان اخراج شده به بنیاد بازگشته (البته در پستی دیگر و با قراردادی بسیار سست تر از گذشته) پاسخ مدیران بنیاد به افکار عمومی و مراجع قانونی در خصوص مقصرین وقوع حادثه چه خواهد بود و در روزهای آتی کدام کارمند نگون بخت دیگری قرار است به عنوان مقصر معرفی و به نوعی قربانی شود تا آقای هاشمی پست مدیریتشان آسیب نبیند؟

 

 ۳- خسارت معنوی که آقای هاشمی با سوء مدیریت و سوء استفاده از جایگاه و موقعیت اداری بالباس مقدس پاسداری و کسوت جانبازی متوجه نهاد مقدس سپاه پاسداران و جامعه ایثارگران مخصوصا جانبازان و بالاتر از آن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نموده است به هیچ وجه با خسارت مادی ایشان قابل قیاس نیست!

 

بنیاد شهید که خاستگاه آن انقلاب اسلامی است و باید تبلور ارزشهای انقلاب اسلامی باشد با رفتارهای به دور از شأن و جایگاه نهاد فرهنگی بنیاد شهید عملا به فضای پر از نفاق، تهمت، افترا، ترس و وحشت و در یک جمله به فضای مغایر با ارزش های دینی و انقلابی تبدیل شده است؟

 

رفتارهای منافقانه و سوء استفاده از امکانات بنیاد و بیت المال و تناقض بین گفتار و عمل، منیت، خودبزرگ بینی و شهرت طلبی بالباس مقدس پاسداری و در کسوت جانبازی و عدم برخورد دستگاه های مسئول در این خصوص و ایجاد حاشیه امن برای ایشان و نیز انتساب حمایت از جانب برخی از مسئولین، موجب بدبینی و بدگمانی نسبت به کارگزاران نظام و نظام مقدس جمهوری اسلامی گردیده است. به همین جهت از مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی که وظیفه خطیر حفظ ارزش های نظام مقدس جمهوری اسلامی را به عهده دارند انتظار می رود هم از جهت مسئولیت شرعی و دینی که به فرموده پیامبر گرامی اسلام (کلکم راع وکلکم مسؤول عن رعیته) و هم از جهت جلوگیری از سلب اعتماد بیشتر مردم و هزینه بیشتر برای نظام مقدس جمهوری اسلامی که امام راحل (ره) حفظ آن را از اوجب واجبات دانسته اند و هم از جهت وظیفه قانونی که متوجه دستگاههای مسئول است سریعا به وضعیت بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قم و تخلفات گسترده آقای هاشمی و حوادث اخیر رسیدگی و طبق قانون با متخلفین برخورد و برای مدیریت بنیاد قم تدبیر مقتضی را اتخاذ فرمایند.

Add comment

Security code Refresh

Submit

تمامی حقوق محفوظ است.

امام خامنه ای امام خمینی
                 

 

 

Template Design:Dima Group