۱- سالها پیش «هالفورد مکیندر»، نظریهپرداز سرشناس ژئوپلیتیک غرب، مفهومی بنیادین تحت عنوان «هارتلند» (Heartland) یا همان «قلب زمین» را صورتبندی کرد؛
نظریهای که چکیده آن یک گزاره راهبردی است: هر قدرتی که بر کانون مرکزی و لنگرگاه جهان مسلط شود، موازنه نهایی میان شرق و غرب عالم را تعیین خواهد کرد. تاریخ گواه است که از دوران باستان تا تقاطع تمدنهای روم، مصر، چین و هند، این خاک پاک ایران بوده که شاهراه پیوند شرق و غرب و شمال و جنوب عالم به شمار میرفته است. در جنگ جهانی دوم نیز جهان دید که همین موقعیت بیبدیل سوقالجیشی، چگونه عنوان «پل پیروزی» را بر پیشانی ایران نشاند و سرنوشت نبرد متفقین و متحدین را تغییر داد.
امروز اما این موقعیت تنها محدود به ژئوپلیتیک کهن نیست؛ ایران اسلامی با دارا بودن یکصدم جمعیت و سهم چشمگیر از منابع حیاتی جهان، ذخایر عظیم انرژی و معادن راهبردی، قلب تپنده اقتصاد بینالملل است. کافی است ارادهای انقلابی به میدان بیاید تا با گره زدن ترانزیت انرژی شمال و جنوب—از روسیه تا خلیج فارس—آرایش هندسه قدرت در جهان زیر و رو شود. از همه اینها مهمتر، پیوند این جغرافیا با «ایدئولوژی مقاومت و مکتب اهلبیت(ع)» است؛ اکسیر اعجازآفرینی که تابآوری ملت ما را در برابر شدیدترین تکانههای جنگ شناختی و اقتصادی به اوج رسانده؛ تا آنجا که ملت جانفدا، بیش از ۲2۰ شبانهروز پایداری در میدان جهاد تبیین و نبرد را رقم زده و جلوتر از کارگزاران، افقهای راهبردی را نظاره میکند.
۲- حال، پرسش تلخ اما عبرتآموز اینجاست: آیا رفتار، سکنات و رویکرد برخی کارگزاران و دستگاههای تصمیمساز ما در تراز این «هارتلند تمدنی» و همپای این ملت مبعوث است؟!
پاسخ متأسفانه در بسیاری از ابعاد، راضی کننده نیست. ما در یک جنگ تمامعیار ترکیبی با جبهه استکبار به سر میبریم؛ جنگی که شوخیبردار نیست. اما آیا آرایش همه مسئولان دستگاه ها و ظرفیت های سه قوه آرایش جنگی است؟ نگاهی به رفتار دستگاه دیپلماسی و برخی مصاحبههای اخیر با رسانههای وابسته به سرویسهای جاسوسی غرب بیندازید! کجای منطق بازدارندگی حکم میکند که در برابر میکروفون رسانههای معاند، سخنانی از سر ضعف، تمنا و واگرایی بر زبان جاری شود؟! دشمن پیام «نیاز» و «ضعف» را دعوتنامهای برای تشدید فشار و تجاوز میفهمد، نه سیگنالی برای مذاکره! این چه انفعال فرودستانه است که به جای نمایش صلابت هارتلند مقاومت، تصویری التماسگونه از جمهوری اسلامی مخابره میکند؟!
۳- الگو و معیار، پیش چشم همگان است و تاریخ معاصر ما نیاز به نبش قبر دوران دور ندارد؛ شهید آیتالله رئیسی نشان داد که مدیریت در «تراز انقلاب اسلامی» چه مختصاتی دارد. در شرایطی که برخی مدعیان ادعا میکردند خزانه خالی است و حتی برای واردات واکسن و فروش نفت باید اماننامه FATF و برجام را امضا کرد، شهید رئیسی با مدیریت جهادی، کار بیوقفه شبانهروزی و بدون باج دادن به غرب، بنبستهای اجرایی را شکست. او نشان داد که ناترازیها و گرهها با زانو زدن پیش پای کدخدا حل نمیشود، بلکه نیازمند تکیه بر توان درونی و اخلاص ایمانی است.
۴- اما امروز چه میبینیم؟ در شرایطی که دشمن با تمام قوا صفآرایی کرده، مجلس و برخی سران قوا درگیر کشمکش های نازل و فرسایشی جناحی شدهاند. منازعات تأسفبار میان چهرهها و تبدیل صحن قوه مقننه به میدان تسویهحساب ، چه نسبتی با منافع ملی دارد؟! عجیب تر از آن، رویکرد پر از تناقض و علامت سوال دستگاه قضایی است. باید از برادران قوه قضائیه پرسید: این چه ترازویی از عدالت است که برای یک نماینده منتقد ، حکم سنگینِ ۱۰ ماه حبس و محرومیت صادر میشود، اما برخی عناصر پرحاشیه، تئوریسینهای غربگرا و زاویهدار با مبانی انقلاب اسلامی و سرمایهداران متخلف، از حاشیههای امن، اطالههای دادرسی و احکام معلق و تساهلمحور بهرهمند میشوند؟! آیا این مقابله سوگیرانه جریان مؤمن به انقلاب، نامش برقراری نظم و قانون است؟!
5- کلام آخر؛ جمهوری اسلامی ایران، کانون قدرت و ستون فقرات ژئوپلیتیک جهان معاصر است. اگر امروز نظام اسلامی در برابر سهمگینترین توطئهها سرفراز مانده، به برکت هدایتهای حکیمانه دیدهبان بصیر انقلاب، رهبر معظم، و ایستادگی مؤمنانه مردمی است که عیار درک سیاسیشان فرسنگها فراتر از محاسبات عافیتطلبان قرار دارد.
آقایان جامانده از امت مبعوث! از خواب گران تعلل، مناقشات حقیر باندی و لکنتزبان در برابر دشمن بیدار شوید! تکیه زدن بر کرسیهای مدیریتی هارتلند جهان، شجاعت حیدری، صلابت جهادی و نگاه به دست قدرتمند ملت را میطلبد؛ نه کرنش در برابر رسانههای استکبار و برنتابیدن برادران ایمانی! تاریخ انقلاب و دادگاه عدل الهی، این پاپس کشیدن و سستیها را نخواهد بخشید.
محمدتقی امینی استاد تمام دانشگاه ، مسئول کارگروه راهبرد و گفتمان جمعیت جانبازان












